أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
189
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
گردانند و خاك آن موضع تابناك را به مددكارى « يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً » « 1 » از حفر و احناء به آب خوشگوار رسانند . و سينههاى تفسان و دلهاى هراسان را از چشمهسار « فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ » « 2 » سيراب سازند . و در آن زمين از مآء معين « كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ » « 3 » بناى سيرى و سيرابى را به اوج كرهء اثير افرازند . و از اندوه تشنگى به كلّى بازپردازند . هركس از لشكريان حسب الفرمان در عين چاهخويى به آبجويى دست دراز كرد و رشحات فيض نامتناهى الهى از بحر احسان « إِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ » « 4 » آبى بر روى كار ايشان آورد صحراى سرابنما كه به ظاهر مورد « قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ » « 5 » بود از ترشّح آب به جايى رسيد كه مظهر سرّ « وَ فارَ التَّنُّورُ » « 6 » گرديد . مثنوى شد از باطن خسرو كامياب * سرابى چنان مظهر فيض آب نبودى در آن سرزمين موات * نشانى به جز گور از اهل حيات [ 239 ] چو بر وى گشادند باب فُتوح * درآمد در آن قالب مرده روح چو دريا درآمد به رقص جمل * وزان خرّمى يافت كشت امل تشنهلبان وادى محبّت و تعب را از غلغل آب خنده شادى بر لب آمد و حرارت تموزى روزى به اعتدال هواى جانفزاى شب كشيد . مثنوى زنده گشتند آدمى و دواب * در چنان ورطه از ترشحِ آب خضر ره گشت شاه فرخنده * شد سپاه از كرامتش زنده
--> ( 1 ) . انسان ( 76 ) آيهء 6 . « آن را به هر جاى كه خواهند روان مىسازند » . ( 2 ) . بقره ( 2 ) ، آيهء 60 . « پس دوازده چشمه از آن بگشاد و هر گروهى آبشخوار خود را بدانست » . ( 3 ) . همانجا ، آيهء 60 . « از روزى خدا بخوريد و بياشاميد و در روى زمين به فساد سركشى مكنيد » . ( 4 ) . توبه ( 9 ) آيهء 120 . « خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمىسازد » . ( 5 ) . هود ( 11 ) آيهء 44 . « گفته شد : اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان باز ايست آب فرو شد » . ( 6 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 27 . « آب از تنور بيرون زد » .